أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
81
قانون ( فارسى )
بايد با كمال آرامى - چنان كه هويت و طبيعت مادهء بيمارى اقتضا كند - عمل كنيم و تا آن زمان كه طبيعت مىتواند خلط سبب بيمارى را برساند و تحليل برد ، آن را پاكسازى كنيم . بهترين وقت براى چنين علاجى لطيف يعنى غذاى لطيف به بيمار دادن وقتى است كه حالت تب در درجهء منتها است ؛ يعنى وقتى كه تب از افزايش بازايستاده و منتظر مرحلهء پايين آمدن است ؛ كه در آن وقت است طبيعت و مادهء بيمارىزا باهم درگير شدهاند و جنگ به شدت دوام دارد . بايد در اين حالت اگر غذا به بيمار دادى غذاى بسيار لطيف باشد كه مبادا طبيعت را به چيز ديگرى غير از جنگ با دشمن جان و تن مشغول كنى . بويژه در حالت بحران بيمارى ، كه نبايد اصلا در كار طبيعت دخالت كرد . قبل از مرحلهء سوم تب يعنى در مرحلهء دوم آنكه شروع افزايش حرارت و بالا رفتن درجهء تب است ، جنگ هست اما نه اينچنين جنگ مغلوبه و سهمناكى ، كه در اينجا نياز مبرم به هر چه لطيفتر بودن غذا است . حالتى ديگر كه معالجهء بيمار غذاى بسيار لطيف را اقتضا مىكند آنكه وقتى رگ زدن يا اسهال دادن يا حقنه و يا تسكين درد لازم است و از سويى تغذيهء بيمار آن هم با غذاى لطيف را لازم دانستى ، بايد تغذيه را به تأخير اندازى تا از كار معالجه آسوده مىشوى و بيمار را آسوده مىسازى . با اين همه باز دقت كن كه مبادا در تغذيه دادن بيمار موانعى ديگر در پيش باشند ، يعنى قبل از تجويز غذا حالات بيمار را از هر حيث بررسى كن ! اگر گفتيم تغذيهء غليظ و زورمند منظور اين است كه بيمار را در حال نيرومندى كامل مىيابى ؛ و سابقا اشاره كرديم كه منظور از غذاى غليظ غذايى است كه تندرستان مىخورند . براى اين نوع از تغذيهء زورمند نيز اوقات معينى هست . بايد وقتى به بيمار غذاى غليظ داد كه تب در حال اشتعال و زبانه كشيدن نيست ، يعنى تب در مرحلهء اول است . همچنين بايد زيانرسانى غذاى غليظ را با از هم جدا كردن غذا تلافى كنى . غذايى را كه بيمار مىخورد ، در چندين نوبت بخورد . كه بر نيروى جسمانيش كمتر سنگينى كند و آسانتر صرف شود . در تابستان - كه گرم است و نيرو زودتر تحليل مىرود - نياز به غذاى زيادى هست و تقسيم وعدهء غذا به چندين قسمت بيشتر از ساير فصلها مورد نياز است ؛ اما اگر غذا را يكباره به بيمار بدهى ممكن است دستگاه گوارش بيمار نتواند همه را - كه يكباره دريافت كرده است - هضم كند . زمستان برعكس تابستان است . در زمستان - كه سرد است - تحليل رفتن كم است و چون تابستان نيست كه مواد در بدن انسان زياد تحليل بروند پس نياز به تلافى تحليل رفته نيز زياد نيست . اگر در زمستان خوراكى كه جاى تحليل رفته را پر مىكند حتى يكباره تناول شود ، ممكن است دستگاه گوارش را در عمل هضم در تنگنا نگذارد . پاييز فصلى است ناپسنديده . بايد در فصل پاييز غذاى بيمار را طورى برگزينى كه هم نيرو را نگهدارد و هم مادهء بيمارى را از شدت بيندازد . اگر غذاى بيمار در اين فصل در چندين دفعه و كمكم تناول شود بهتر است .